.............اگرتونبودی

 

دیشب آسمان پربودازستاره   روی بام آرزوهای کودکی ام   بالش رویاهای جوانی رابرداشتم  وروی پرخیال فرداهایم درازکشیدم     به آسمان خیره شدم   هیچ می دانستید    انگارهرستاره که می درخشد خداست که می خندد   می خواستم که نخوابم وستاره هاراتاسپیده میهمان چشمانم کنم  باخودم گفتم   

 اگرنسیم خبردلتنگی مرابه خدامی رساند  خواب توراامشب می دیدم  اماانگارخواب های مرانیزباخودبرده ای   نگاهت رادیشب نقاشی کردم  درماه قاب گرفتم  وبه دیوارآسمان زدم   تاسحرنگاهت کردم نمی دانی چقدرعاشق ترم کردند وقتی یکی یکی خاطره هایت همچون همین ستاره هادرچشمانم نشستندودرخشیدند

روبه آسمان کردم   به خداگفتم مگرچه خطایی مرابودکه عشق راپشت آن همه تنهایی به من دادی ودراوج باوررویاهایم درلحظه ای ازمن گرفتی و

خداگفت :

خطای تواین بودکه باورنکردی عشق نه داد نی ست نه گرفتنی

عشق شریک شدنی ست

الهام

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٦ - الهام